یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبودقصه زیاد بود
قصه از اینجا شروع شد
یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود
خدا بود هیچکس نبود
خدا بود یکه و تنها خدا بود آدم نبود
زیر گنبد کبود کم کمک آدم اومد قصه شروع شد
قصه های رنگارنگ از آدما
یکی بود که قلبی داشت هیچکس اون دوسش نداشت
پکی بود سادگی داشت و پول نداشت
یکی بود هیچی نداشت هیشکی نداشت
یکی بود هم زنده بود هم مرده بود
یکی بود یه تیکه نون واسه خوردن نداشت
یکی بود کرور کرور خونه به خونه پر پول
یکی بود ظالم و تنها خدا هم باهاش نبود
یکی بود مظلوم و بی کس اون ولی خدا رو داشت
یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود من گم شدم پیدا شدم هیچکس نبود
یکی بود منم بودم قلبم نبود
یکی بود قلبم دزدید و نفهمید
یکی بود من نبودم
آخه من درد اون نفهمیدم
یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود پر غم بود تو دلا شادی نبود
یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود پر آدم بود ولی آدم نبود
آخر قصه که رسید مظلوم به حقش نرسید
آخر قصه که رسید
زیر گنبد کبود همه بودند یکی نبود
یکی که جاش توی قلبا خالی بود
یکی .... _________________ به پندارتو: جهانم زیباست ،جامه ام دیباست، دیده ام بیناست، زبانم گویاست ،قفسم هم طلاست ارزد که دلم تنهاست؟!
"باید خودم باشم بدون توجه به مسائل پیرامونم که اتفاق می افتند "
من یک انسان آزادم هیچ کسی نمیتواند برای تفکر من هیچ قید و بندی ایجاد کند در باره ی هر چیزی دلم بخواهد یا حتی نخواهد فکر میکنم به عنوان یک انسان آزادم و قبلتر از آن آزاده ام افکار بد را از ذهنم دور میکنم و سعی میکنم به خوبی ها فکر کنم در زندگی انسان و در شعور و انسانیتش هیچ قانون کلی وجود ندارد هییچکس مطلقا خوب نیست و هیچ کس مطلقا بد نیست هر انسان دیگری هم مثل من است جسمی دارد و فکری آزاد تفاوت من با انسان های دیگر در هدفی است که انتخاب کرده ایم و در راههای رسیدن به این هدف .
من در زندگی ام هیچ هدفی ندارم و در زندگی ام هیچ رابطه دوستی نتوانست خلا تنهایی من را پر کند در هر رابطه ایی که برقرار کردم فهمیدم هیچ کدام ا این روابط از مشکلاتم کمتر نکرد. زندگی یک فرمول ساده است که گاهی ما پیچیده اش میکنیم به دنیا می آییم زندگی میکنیم و میمیریم هر اتفاقی که در زندگی ما می افتد برای ما لازم است حتی مشکلات !
همیشه میشود یک موقعیت بدتر از این را مد نظر قرار داد .
" و اما زندگی معطل درماندگی های ما نمیماند میگذرند و در گذر از روزها بزرگترین غم ها و مصیبتها از تو دور میشوند و متعلق به گذشته تا هستی و نفس داری مجبوری دوباره به زندگی برگردی ببینی بفهمی و تحمل کنی درد از بین میرود از عظمت مصیبت کم میشود؟
نه درد هست مصیبت هست اما با تو و در کنار تو با تو می آیند و تو به آنها عادت میکنی
درد جزئ لا ینفکزندگی است و فرار از آن فرار از زندگی است که امکان ندارد!"
:-@} :-@}
سال نو پیشاپیش مبارک :-x :) :bos: _________________ به پندارتو: جهانم زیباست ،جامه ام دیباست، دیده ام بیناست، زبانم گویاست ،قفسم هم طلاست ارزد که دلم تنهاست؟!
این مطلب آخرین بار توسط gha3dak در چهارشنبه 22 اسفند 1386 - 03:14 ، و در مجموع 1 بار ویرایش شده است.
روزی از روزها در ابتدای جاد ه ایی رو به خزان
در انتهای هستی جان فزای آب روان
دور از این خانه و خاک و کو به کو
دورتر دوری از ادم به هبوط
تک و تنها تکیه بر سرو زده بود کسی
کسی از جنس تبصم های معصوم دلی
کسی از جنس غرور
غرق اندشه سکوت
من به دنبال خیالم که دران نقش کسی هست
با دو چشم مست و ابروی کمان
صورتش چون قرص ماه و خنده اش دلها کشان
وه که زیبایی او مجنون و حیرانم کند
نقش اندوه نگاهش ابر راگریان کند
در دل صحرا خرامان مست و افسونم کند
راست باشد راست باشد هم وجودش راست باشد
هم سخن های دلم با گوش عقلم راست باشد
میروم دنبال او تا سرزمین قصه ها و خواب ها
میروم تا مرز اندوه و جنون و شعرها
میروم تا باز پیدایش کنم
در صدای چنگ آواز دلم میروم
تا باز شیدایش کنم
:-@} _________________ به پندارتو: جهانم زیباست ،جامه ام دیباست، دیده ام بیناست، زبانم گویاست ،قفسم هم طلاست ارزد که دلم تنهاست؟!
sting جان! از وقتی برگشتی همش داری روحیه میدیا!
بابا خداییش منم دارم دیوونه تر میشم ولی حداقل اینجا... میگم کمکی می خواین در خدمتما!!! _________________ اگر ایران بجز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم من دارم تو آدمک ها می میرم!!
سلام به همه خوبید ؟ پرهام جان خوبی من که اوضاع روحیم افتضاح ! یه عالمه میان ترم نخونده دارم که میخوام همه رو بندازم هفته دیگه واسه همسنم شاید کمتر بیام اینجا یعنی کلا نت امیدوارم شماها همه خوش باشید واسه منم دعا کنید این ترمم تموم بشه راحت بشم از درس و مدرسه و امتحان و استرس و بیکاری و ... _________________ به پندارتو: جهانم زیباست ،جامه ام دیباست، دیده ام بیناست، زبانم گویاست ،قفسم هم طلاست ارزد که دلم تنهاست؟!
شما مدرسه میرید؟ هر دم از این باغ.............
از این به بعد منم همین جوری میشم! میگی نه نیگاه گن! ااااااااااااا. نمیشه خداییش الان اصلا تو مودش نیستم! _________________ اگر ایران بجز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم من دارم تو آدمک ها می میرم!!
سلام نه تازه شروع شده ! حوصله ندارم ] _________________ به پندارتو: جهانم زیباست ،جامه ام دیباست، دیده ام بیناست، زبانم گویاست ،قفسم هم طلاست ارزد که دلم تنهاست؟!
الان فصل بیچارگی دانشجویاس امتحااااا به به _________________ مهربانی را وقتی آموختم که کودکی آسمان نقاشی اش را سیاه می کرد
تا پدر کارگرش زیر آفتاب نسوزد !
من که دارم راحت میشم!! اخراججججججججججججججججججججججججج. _________________ اگر ایران بجز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم من دارم تو آدمک ها می میرم!!
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید