سحر آمدم به کویت به شکار رفته بودی
تو که سگ نیرده بودی به چه کار رفته بودی؟ _________________ عمریست که از حضور او جا ماندیم. در غربت سرد خویش تنها ماندیم. او منتظر است تا که ما برگردیم. ماییم که در غیبت کبری ماندیم
منو میلاد صدام کنین
قلبم آسمان مي شود ،
به شوق تابيدن ستاره ي وجودت
كاش از ميان تمام ستارگان «سهيل » نشوي _________________ هنوزم تو شبهات اگه ماهو داری
من اون ماهو دادم به تو یادگاری
زندگی عمریست که اجل در پی آن می تازد
هرکس غم بیهوده خورد می بازد
دیدم که تو دریا شدی و من رود شدم
در وسعت چشمان تو محدود شدم
آن روز که در آتش عشق افتادم
سرسبزتر از آتش نمرود شدم _________________ هنوزم تو شبهات اگه ماهو داری
من اون ماهو دادم به تو یادگاری
نه نه
من دلم هيچي نمي خواد
فراموش كردم كه نبايد چيزي يا كسي رو بخوام
نم نم بارون مياد
من دلم....
من دلم .......
فقط بارون ميخواد _________________ هنوزم تو شبهات اگه ماهو داری
من اون ماهو دادم به تو یادگاری
دیروز ;
باز بازان با ترانه باگوهرهای فراوان میخورد بر بام خانه .
امروز ;
باز بازان بی ترانه با تمام بی کسی ها ی شبانه
میخورد بر مرد تنها
میچکد بر فرش خانه
باز می آید صدای چک چک غم , درد و ماتم .
بر تمام شیشه تنهایی من .
مشتی خاکم. سبک و آزاد و بی تعلق. نامی ندارم و کسی مرا نمی شناسد. با باد سفر می کنم. گاهی در باغچه ای کوچک اقامت می کنم تا به ریشه ای کمکی کنم و غذای گیاهی کوچک را به او برسانم؛ و گاهی به بیابان می روم تا خلوتی کنم و از خورشید، سکوت و سوختن بیاموزم _________________ هنوزم تو شبهات اگه ماهو داری
من اون ماهو دادم به تو یادگاری
دوست دارم مي دوني كه اين كاره دل گناه من نيست تقصير دل
عشق تو ديونم كرده بي آشيونم كرده نام تو نازنينم ورد زبونم گشته _________________ زندگی صحنه شکست هاست
شکست پلی برای پیروزیست!
تمام زمانها بر حسب GMT + 10 Hours میباشند رفتن به صفحه قبلی1, 2, 3, 4
صفحه 4 از 4
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید