هاستینگ
www.cmesle.com :: مشاهده موضوع - شاهزاده ایرانی 4
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست www.cmesle.com » معرفی بازی های جدید

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع      Printer-friendly version
شاهزاده ایرانی 4
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
0131
مدیر تالار خانواده سی مثله
مدیر تالار خانواده سی مثله


عضو شده در: 18 شهریور 1387
پست: 1204

تشکر: 5
تشکر شده 6 بار در 6 پست

محل سکونت: 0131 blank.gif


امتیاز: 17560
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: دوشنبه 29 مهر 1387 - 01:14    عنوان: icon_note شاهزاده ایرانی 4 پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

                 

داستان شاهزاده ایرانی 4


این داستان که داستان شماره ی 4 بازی پرطرفدار شاهزاده ی ایرانی هست.
  
داستان پرینس به اونجا رسید که پرینس وزیر رو نابود کرد و خنجر زمان رو به روح ملکه ی زمان سپرد تا به جزیره ی زمان برگردونده بشه.نیمه ی تاریک پرینس هم نابود میشه و در واقع پرینس از تمامی رنج و عذاب هایی که به خاطر آن اشتباه بچه گانه دچارش شده بود رها میشه. و...

در این نسخه هم همانند T2Tداستان با فرجام زندگی پرینس آغاز میشه.
یعنی جایی که پرینس با فرح ازدواج می کنه و پس از متحد کردن پرشیا و هند بابیلون رو مرکز فرمانروایی خودش قرار میده و پیشگوی خودش رو هم به عنوان وزیرش انتخاب می کنه.
داستان با خوبی و خوشی ادامه پیدا می کنه تا جایی که پرینس یه شب تو خواب میبینه که به کشورش حمله کردن و همه جا رو نابود کردن.
پرینس به خیال اینکه این خواب از اثرات ماجرای شن های زمانه توجهی به خواب نمی کنه.اما مدتی بعد پرینس متوجه میشه که نمی تونه بچه دار بشه و در واقع نسلش منقرض خواهد شد!!!
پرینس بعد از اینکه می بینه که حتی بزرگترین طبیب های بابیلون هم نمی تونن کاری براش بکنن متوجه میشه که خوابش بی ربط نبوده.به همین دلیل پیش وزیرش میره و خوابو براش تعریف می کنه.اما می بینه که وزیر یه هو آشفته و سرگردان به اینور و اونور می دود.وثتی تعبیر خوابشو از پیشگو می پرسه پیشگو بهش میگه که نفرین شن های زمان همچنان گریبانگیر کسی است که اونا رو آزاد کرده و این نفرین اینه که تو دیگه نمی تونی بچه دار بشی.
پرینس هم با شنیدن این سخنان سخت آشفته و مضطرب میشه و بدون هیچ هدفی سپاهی رو جمع آوری می کنه و به کشور همسایه ی ایران(که اسمی ازش برده نشده) که دشمن اصلی پرشیا بوده هم حمله می کنه.اما طبق خوابی که دیده بود شکست سختی می خوره و تا مرز جنون هم پیش می ره.
و پیشگو که می بینه هیچ راه دیگری برای کمک به پرینس نیست مجبور میشه راه حل اصلی رو به پرینس بگه.اون به پرینس میگه که باید شن های زمانو دوباره آزاد کنه تا طلسم از بین بره و اون قدرت باروریشو به دست بیاره.
اما پرینس که نمی خواست دوباره خودشو درگیر ماجرای شن های زمان کنه قبول نمی کنه.اما در این بین فرح که نسل پرینسو در حال نابودی می بینه و از طرف دیگه اضطراب و ناامیدی پرینس رو می بینه بهش اصرار می کنه تا بالاخره پرینس دوباره راضی میشه که شن های زمانو آزاد کنه.
پرینس و فرح با هم به سمت جزیره ی زمان حرکت می کنند تا خنجر زمانو که کلید آزاد کردن شن های زمانه رو به دست بیارن.اما بی خبر از اینکه اونا باید خنجرو از روح کایلینا که دوباره تحت تاثیر شن های زمان تبدیل به اون ملکه ی بدجنس شده بود بگیرند.
پرینس با ارتش قدرتمندی به سمت جزیره ی زمان پیش می ره که در بین راه و در حین جنگ هایی که با سربازهای تاریکی داشته تعداد زیادی از سپاهیانش کشته می شن و پرینس و فرح تقریبا تنها به جزیره ی زمان می رسند.

سربازان کایلینا هیچ آسیبی به پرینس نمی زنن و اونو راحت پیش خنجر زمان می برن...پرینس در اونجا مجبور میشه با روح کایلینا بجنگه که در این جنگ هم شکست می خوره و به ناچار مجبور میشه شرط کایلینا رو برای به دست آوردن خنجر قبول کنه.
یعنی زنشو بکشه تا بتونه شن ها رو آزاد کنه که البته در آن صورت کایلینا دوباره به همان دختر زیبا تبدیل می شد و با پرین ازدواج می کرد.
پرینس هم فریب می خوره و فرح رو به ته دره پرتاب می کنه و برای اینکه به چنگ کایلینا نیفته شبانه شن های زمان رو آزاد می کنه و به بابیلون بر می گرده...زمان به عقب بر میگرده و فرح زنده میشه و پرینس هم قدرت باروریشو به دست میاره.
پس از یک سال پرینس و فرح صاحب اولین فرزندشون که یک پسره میشن.
در شب تولد هفده سالگی پسر پرینس که مثل خودش قوی و انعطاف پذیره پرینس خواب می بینه که پسرش میمیره و پیشگو خوابشو اینجور تعبیر می کنه که یا پرینس یا پسرش تا یک سال بعد میمیرن.
پرینس باز هم آشفته میشه و این بار کایلینا خودشو به شکل یه پیرزن در میاره و یه معجون به فرح میده و بهش میگه که اونو تو غذای پرینس بریزه تا از این آشفتگی نجات پیدا کنه.
فرح هم این کارو می کنه و می بینه که پرینس در حالی که خون از همه جاش بیرون میاد به حال مرگ روی زمین افتاده.فرح هم که متوجه میشه که گول خورده شیشه ی سم رو سر میکشه و در کنار پرینس روی زمین می افته و هردو در کنار هم می میرند.... .
پس از مدتی که عزاداری مردم برای پرینس و فرح تموم میشه پرینس کوچک(پسر پرینس) تصمیم می گیره که به جزیره ی زمان برسه و انتقام پدر و مادرشو از کایلینا بگیره...این در حالیه که با شکافی که توی خط زمان افتاده پرینس دوباره خطر حمله ی داهاکا رو دنبال خودش احساس می کنه... .
پرینس کوچک در این داستان به یک باره با یک دختر که اتفاقا قصد انتقام گرفتن از پرینس بزرگو داشته(احتمالا دختر وزیر) آشنا میشه و بدون اینکه اسمشو به اون بگه تیروکمان مادرشو به اون میده و اونو با خودش همراه می کنه... .

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email
boy21212
مدیر تالار های بازی
مدیر تالار های بازی


عضو شده در: 19 فروردین 1387
پست: 1246

تشکر: 1
تشکر شده 6 بار در 6 پست

محل سکونت: هند india.gif


امتیاز: 20818
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: دوشنبه 29 مهر 1387 - 02:22    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

خیلی ممنونم خیلی
_________________

why so serious?

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger
0131
مدیر تالار خانواده سی مثله
مدیر تالار خانواده سی مثله


عضو شده در: 18 شهریور 1387
پست: 1204

تشکر: 5
تشکر شده 6 بار در 6 پست

محل سکونت: 0131 blank.gif


امتیاز: 17560
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: دوشنبه 29 مهر 1387 - 04:45    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

خواهش می کنم
_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email
zerocool
کاربر ویژه
کاربر ویژه


عضو شده در: 1 مهر 1387
پست: 3004

تشکر: 3
تشکر شده 7 بار در 7 پست

محل سکونت: مشهد blank.gif


امتیاز: 0
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: دوشنبه 29 مهر 1387 - 05:34    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

ميبينم كه كارايه جديد ميكني بنيامين ، چه خبرا حاج آقا؟
_________________
كم گوي و گزيده گوي چون - تا از كم تو جهان شود پر
لاف از سخن چو در توان زد - آن خشت بود كه پر توان زد

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی
fti88
کاربر ویژه
کاربر ویژه


عضو شده در: 3 خرداد 1387
پست: 3089

تشکر: 17
تشکر شده 15 بار در 15 پست

محل سکونت: شیراز iran.gif


امتیاز: 45460
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: دوشنبه 29 مهر 1387 - 05:45    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

واسه pc نمیاد چرا؟
_________________


بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی شناسه عضویت در Yahoo Messenger شناسه عضویت در MSN Messenger
0131
مدیر تالار خانواده سی مثله
مدیر تالار خانواده سی مثله


عضو شده در: 18 شهریور 1387
پست: 1204

تشکر: 5
تشکر شده 6 بار در 6 پست

محل سکونت: 0131 blank.gif


امتیاز: 17560
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: دوشنبه 29 مهر 1387 - 07:28    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

تا اون جایی که خبر دارم وارد بازار ایران نشده
بازی اول برای پی اس میاد بعد برای کامپیوتر وامثال اون

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع      Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 10 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید
شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید
شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
طراح قالب : AryaTop.Com

آخرين تيترهاي خبري آخرين تيترهاي انجمن ها نقشه سايت
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi
INP-Nuke © 2005-2007 IranNuke

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.11 ثانیه