هاستینگ
www.cmesle.com :: مشاهده موضوع - ياد روز حافظ(حافظ که بود؟؟!)
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست www.cmesle.com » تاریخ و تمدن ایران

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
ياد روز حافظ(حافظ که بود؟؟!)
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
nazaninn
دوست قدیمی
دوست قدیمی


عضو شده در: 26 شهریور 1386
پست: 431

تشکر: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست

محل سکونت: خونه ی بابام blank.gif


امتیاز: 6435
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: شنبه 21 مهر 1386 - 00:02    عنوان:  ياد روز حافظ(حافظ که بود؟؟!) پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

خواجه شمس‌الدين محمد، حافظ شيرازي، يكي از بزرگ‌ترين شاعران نغزگوي ايران و از گويندگان بزرگ جهان است كه در شعرهاي خود «حافظ» تخلص نموده‌است. در غالب مأخذها نام پدرش را بهاءالدين نوشته‌اند و ممكن است بهاءالدين _علي‌الرسم_ لقب او بوده‌باشد.
محمد گلندام، نخستين جامع ديوان حافظ و دوست و همدرس او، نام و عنوان‌هاي او را چنين آورده‌است: مولاناالاعظم، الم[align=justify]رحوم‌الشهيد، مفخرالعلماء، استاد نحاريرالادباء، شمس‌المله‌والدين، محمد حافظ شيرازي.
تذكره‌نويسان نوشته‌اند كه نياكان او از كوهپايه‌ اصفهان بوده‌اند و نياي او در روزگار حكومت اتابكان سلغري از آن جا به شيراز آمد و در اين شهر متوطن شد. و نيز چنين نوشته‌اند كه پدرش «بهاءالدين محمد» بازرگاني مي‌كرد و مادرش از اهالي كازرون و خانه‌ي ايشان در دروازه كازرون شيراز، واقع بود.
ولادت حافظ در ربع قرن هشتم هجري در شيراز اتفاق افتاد. بعداز مرگ بهاءالدي، پسران او پراكنده شدند ولي شمس‌الدين محمد كه خردسال بود با مادر خود، در شيراز ماند و روزگار آن‌دو، به تهيدستي مي‌گذشت تا آن‌كه عشق به تحصيل كمالات، او را به مكتب‌خانه كشانيد و به تفصيلي كه در تذكره‌ي ميخانه آمده‌است، وي چندگاهي ايام را بين كسب معاش و آموختن سواد مي‌گذرانيدو بعداز آن زندگاني حافظ تغيير كرد و در جرگه‌ي طالبان علم درآمد و مجلس‌هاي درس عالمان و اديبان زمان را در شيراز درك كرد و به تتبع و تفحص در كتاب‌هاي مهم ديني و ادبي از قبيل: كشاف زمخشري، مطالع‌الانوار قاضي بيضاوي، مفتاح‌العلوم سكاكي و امثال آن‌ها پرداخت.
محمد گلندام، معاصر و جامع ديوانش، او را چندين‌بار در مجلس درس قوام‌الدين ابوالبقا، عبدالله‌بن‌محمودبن‌حسن اصفهاني شيرازي (م772هـ ق.) مشهور به ابن‌الفقيه نجم، عالم و فقيه بزرگ عهد خود ديده و غزل‌هاي او را در همان محفل علم و ادب شنيده‌است.
چنان‌كه از سخن محمد گلندام برمي‌آيد، حافظ در دو رشته از دانش‌هاي زمان خود، يعني علوم شرعي و علوم ادبي كار مي‌كرد و چون استاد او، قوام‌الدين، خود عالم به قراآت سبع بود، طبعاً حافظ نيز در خدمت او به حفظ قرآن با توجه به قرائت‌هاي چهارده‌گانه (از شواذ و غير آن) ممارست مي‌كرد و خود در شعرهاي خويش چندين‌بار بدين اشتغال مداوم به كلام‌الله اشاره نموده‌است:
عشقـت رسد به فرياد ارخود به‌سان حـافظ قـرآن ز بـر بخواني با چـارده روايت
يا
صبح‌خيزي و سلامت‌طلبي چون حافظ هرچه كردم همه از دولت قرآن كردم

و به تصريح تذكره‌نويسان اتخاذ تخلص «حافظ» نيز از همين اشتغال، نشأت گرفته‌است.
شيراز، در دوره‌اي كه حافظ تربيت مي‌شد، اگرچه وضع سياسي آرام و ثابتي نداشت ليكن مركزي بزرگ از مركزهاي علمي و ادبي ايران و جهان اسلامي محسوب مي‌گرديد و اين نعمت، از تدبير اتابكان سلغري فارس براي شهر سعدي و حافظ فراهم‌آمده‌بود. حافظ در چنين محيطي كه شيراز هنوز مجمع عالمان و اديبان و عارفان و شاعران بزرگ بود،با تربيت علمي و ادبي مي‌يافت و با ذكاوت ذاتي و استعداد فطري و تيزبيني شگفت‌انگيزي كه داشت، ميراث‌دار نهضت علمي و فكري خاصي مي‌شد كه پيش‌از او در فارس فراهم‌آمد و اندكي بعداز او به نفرت گراييد.
حافظ از ميان اميران عهد خود چند تن را در شعرش ستوده و يا به معاشرت و درك صحبت آن‌ها اشاره كرده‌است، مانند: ابواسحق اينجو (مقتول به سال 758هـ ق.)، شاه‌شجاع (م786هـ.ق.)، و شاه‌منصور (م795هـ.ق.) و در همان‌حال با پادشاهان ايلكاني (جلايريان)كه در بغداد حكومت داشتند نيز مرتبط بود و از آن ميان سلطان احمدبن‌شيخ‌اويس (784-813هـ. ق.) را مدح كرد. از ميان رجال شيراز، از حاجي قوام‌الدين حسن تمغاچي (م754هـ ق.) در شعرهاي خود ياد كرده و يك‌جا هم از سلطان غياث‌الدين‌بن‌سلطان سكندر، فرمانرواي بنگال هنگامي كه شهرت شاعرنوازي سلطان محمود دكني (780-799هـ ق.) و وزيرش ميرفيض‌الله انجو به فارس رسيد، حافظ راغب ديدار دكن گشت و چون پادشاه بهمني هند و وزير او را مشتاق سفر خود به دكن يافت، از شيراز به "هرموز" رفت و در كشتي محمودشاهي كه از دكن آمده‌بود، نشست اما پيش‌از روانه‌شدن كشتي، باد مخالف وزيدن گرفت و شاعر كشتي را _ظاهراً به‌قصد وداع با بعضي از دوستان در ساحل هرموز، اما در واقع از بيم مخاطرات سفر دريا_ ترك گفت و اين غزل را به ميرفيض‌الله انجو فرستاد و خود به شيراز رفت:

دمي با غم به‌سر بردن جهان يك‌سر نمي‌ارزد به مـي بفروش دلق ما كزين بهتر نمي‌ارزد

يك‌بار حافظ از شيراز به يزد _كه در دست شعبه‌اي از شاهزادگان آل‌مظفر بود_ رفت ولي خيلي زود از اقامت در «زندان سكندر» خسته‌شد و در غزلي بازگشت خود را به فارس بدين‌گونه آرزو كرد:
دلم از وحشت زندان سكندر بگرفت رخت برتندم و تا ملك سليمان بروم
(هرچند كه عده‌اي سبب به يزد رفتن حافظ را تبعيد وي در دوران دوم حكومت شاه‌شجاع به مدت 22ماه دانسته‌اند.)
وفات حافظ به سال 792 هجري اتفاق افتاد. تو داراي زن و فرزتدان بود. چندبار در شعرهاي حافظ، به اشاراتي كه به مرگ فرزند خود دارد بازمي‌خوريم و از آن‌جمله است اين دو بيت:
دلا ديـدي كه آن فـرزانه فـرزند چه ديد اندر خم اين طاق رنگين
بـه‌جاي لوح سيمين در كنـارش فلك بر سر نهـادش لـوح سيمين
درباره‌ي عشق او به دختري «شاخ‌نبات»نام، افسانه‌هايي رايج است و بنابر همان داستان‌ها، حافظ آن دختر را به عقد مزاوجت درآورد. گروهي نيز شاخ‌نبات را معشوق معنوي و روحاني، عده‌اي نيز شاخ‌نبات را استعاره‌اي از قريحه‌ي شاعري و گروهي ديگر استعاره از كلك و قلم دانسته‌اند.)
حافظ مردي بود اديب، عالم به دانش‌هاي ادبي و شرعي و مطلع از دقيقه‌هاي حكمت و حقيقت‌هاي عرفان.
استعداد خارق‌العاده‌ي فطري او به وي مجال تفكرهاي طولاني، همراه با تخيل‌هاي بسيار باريك شاعرانه مي‌داد و او جميع اين موهبت‌هاي رباني را با ذوق لطيف و كلام دلپذير استادانه‌ي خود درمي‌آميخت و از آن ميان شاهكارهاي بي‌بديل خود را به‌صورت غزل‌هاي عالي به‌وجود مي‌آورد.
او بهترين غزل‌هاي مولوي، كمال، سعدي، همام، اوحدي و خواجو، و يا بهترين بيت‌هاي آنان را مورد استقبال و جواب‌گويي قرار داده‌است. كلام او در همه‌ي موارد منتخب و برگزيده، و مزين به انواع نزيين‌هاي مطبوع و مقرون به ذوق و شامل كلماتي‌ست كه هريك با حساب دقيق، انتخاب و به‌جاي خود گذارده شده‌است.
تأثر حافظ از شيوه‌ي خواجو، مخصوصاً از غزل‌هاي «بدايع‌الجمال»، يعني بخش دوم ديوان خواجو بسيار شديد است، و در بسياري از موردها، واژه‌ها و مصراع‌ها و بيت‌هاي خواجو را نيز به وام گرفته‌ و با اندك تغييري در غزل‌هاي خود آورده‌است و اين غيراز استقبال‌هاي متعددي‌ است كه حافظ از خواجو كرده‌است.
در ميان شاعراني كه حافظ از آن‌ها استقبال كرده‌ و يا تأثير پذيرفته‌است، بعداز خواجو، سلمان را بايد نام برد.
علت اين تأثير شديد آن است كه سلمان ساوجي هم مانند خواجو، از معاصران حافظ و از جمله‌ مشاهيري بود كه شاعر شيراز، اشعارش را سرمشق كار خود قرار داد. پاسخ‌‌ها و استقبال‌هاي حافظ از سعدي و مولوي و ديگر شاعران استاد پيش‌از خود، كم نيست، اما ديوان او به‌قدري از بيت‌هاي بلند و غزل‌هاي عالي و مضمون‌هاي نو پر است كه اين تقليدها و تأثرها در ميان آن‌ها كم و ناچيز مي‌نمايد.

علاوه براين علو مرتبه‌ي او در تفكرهاي عالي حكمي و عرفاني و قدرتي كه در بيان آن‌ها به فصيح‌ترين و خوش‌آهنگ‌ترين عبارت‌ها داشته، وي را با همه‌ي اين تأثيرپذيري‌ها، در فوق بسياري از شاعران گذشته قرار داده و ديوانش را مقبول خاص و عام ساخته‌است.
اين نكته را نبايد فراموش كرد كه عهد حافظ با آخرين مرحله‌ي تحول زبان و ادبيات فارسي و فرهنگ اسلامي ايران مصادف بود و از اين‌روي زبان و انديشه‌ي او در مقام مقايسه با استادان پيش‌از وي به ما نزديك‌تر و دل‌هاي ما با آن مأنوس‌تر است و به اين سبب است كه ما حافظ را زيادتر از شاعران خراسات و عراق درك‌ مي‌كنيم و سخن او را بيشتر مي‌پسنديم.
از اختصاص‌هاي كلام حافظ آن است كه او معني‌هاي دقيق عرفاني و حكمي و حاصل تخيل‌هاي لطيف و تفكرهاي دقيق خود را در موجزترين كلام و روشن‌ترين و صحيح‌ترين آن‌ها بيان كرده‌است. او در هر بيت و گاه در هر مصراع، نكته‌اي دقيق دارد كه از آن به «مضمون» تعبير مي‌كنيم. اين شيوه‌ي سخنوري را ، كه البته در شعر فارسي تازه نبود، حافظ تكميل‌كننده و درآورنده‌ي آن به پسنديده‌ترين وجه و مطبوع‌ترين صورت است و بعد از او شاعران در پيروي از شيوه‌ي او در آفرينش “نكته”هاي دقيق و ايراد “مضمون”هاي باريك و گنجاندن آن‌ها در موجزترين عبارت‌ها، كه از يك بيت گاه از يك مصراع تجاوز نكند مبالغه نمودند و همين شيوه است كه رفته رفته به شيوع سبك معرف به “هندي” منجر گرديد. نكته‌ي ديگر در بيان اختصاص‌هاي شعر حافظ، توجه خاص او است به ايراد صنعت‌هاي مختلف لفظي و معنوي در بيت‌هاي خود به نحوي كه كمتر بيتي از شعرهاي او را مي‌توان خالي از نقش و نگار صنايع يافت، اما نيرومندي او در استخدام الفاظ و چيره دستي‌اش در به كار بردن صنعت‌ها به حدي است كه “صنعت” در “سهولت” سخن او اثري ندارد، تا بدان جا كه خواننده، در بادي امر متوجه مصنوع بودن سخن حافظ نمي‌شود.
(با اين همه، بلندترين و باشكوه‌ترين مضمون شعر حافظ را بايد در مبارزه با تزوير و رياكاري و كاربرد مفهوم رندي او دانست كه به شعر و انديشه‌ي او جايگاهي ويژه مي‌دهد.)
حافظ از جمله شاعراني است كه در ايام حيات خود شهرت يافت و به سرعت در دورترين شهرهاي ايران و حتي در ميان پارسي‌گويان كشورهاي ديگر مقبول سخن‌شناسان گرديد و خود نيز بر اين امر وقوف داشت.
انديشه‌ي جهان شمول و انسان دوستانه‌ي خواجه به او شهرتي جهاني داده است تا بدان جاكه بسياري از بزرگان انديشه و تفكر و شعر جهان، تحت تأثير او به آفرينش آثاري مانا دست زدند كه از ميان آنان مي‌توان به دو انديشمند بزرگ شرق و غرب.، يعني يوهان ولفگانگ گوته (آلماني) و رابيندرانات تاگور (هندي) اشاره كرد.
ديوان كليات حافظ مركب است از پنج قصيده و غزل‌ها و مثنوي كوتاهي معروف به “آهوي وحشي” و “ساقي‌نامه” و قطعه‌ها و رباعي‌ها.
نخستين جامع ديوان حافظ، محمد گلندام است و بنا بر تصريح او، خود حافظ به جمع‌آوري غزل‌هاي خويش رغبتي نشان نمي‌داد. ظاهراً حافظ، صوفي خانقاه‌نشين نبود و با آن كه مشرب عرفان داشت، در حقيقت از زمره‌ي عالمان عصر و مخصوصاً در شمار عالمان علوم شرعي بود و هيچ‌گاه به تشكيل مجلس درس نپرداخت، بلكه از راه وظيفه‌ي ديواني ارتزاق مي‌نمود و گاه نيز به مدح پادشاهان در قصيده‌ها و غزل‌ها و قطعه‌هاي خود همت مي‌گماشت و از صله‌ها و جايزه‌هايي كه به دست مي‌آورد، برخوردار مي‌شد.
از اين ميان، دوران شيخ ابواسحق اينجو (مقتول به سال 758 ه.ق.) عهد بارورتري براي حافظ بود و به همين سبب افول ستاره‌ي اقبال اين پادشاه، شاعر را آزرده خاطر ساخت، چنان كه چند بار از واقعه‌ي او اظهار تأسف كرد. از جمله در غزلي با مطلع زير:
ياد باد آن كه سر كوي توام منزل بود
ديده را روشني از خاك درت حاصل بود
تا به اين بيت مي‌رسيم كه به اين موضوع اشاره مي‌كند:
راستي خاتم فيروزه‌ي بواسحاقي
خوش درخشيد ولي دولت مستعجل بود
و طبعاً با چنين ارادتي كه به شيخ داشت، نمي‌توانست قاتل او را به ديده‌ي محنت بنگرد، خاصه كه آن قاتل، يعني امير مبارزالدين محمدبن‌مظفر، (كه به قتل شيخ جانشين او شد و سلسله‌ي آل‌مظفر را بنيانگذاري كرد). مردي درشت‌خوي و رياكار و محتسب‌ پيشه بود وشاعرآزاده ي ماچند جاي از شعرهاي خود، رفتار او را به تعرض و يا به تصريح به باد انتقاد گرفته است، به ويژه در بيت:
محتسب شيخ شد و فسق خود از ياد ببرد
قصه‌ي ماست كه بر هر سر بازار بماند
از ديوان حافظ به سبب شهرت و رواج بسيار آن نسخه‌هاي فراوان در دست است كه اغلب در معرض دستبرد ناسخان و متذوقان قرار گرفته درباره‌ي بسياري از بيت‌هاي حافظ به سبب اشتمال آن‌ها بر مضمون‌ها دقيق، ميان اهل ادب تفسيرهاي خاص رايج است.
از مشهورترين شرح‌هاي ديوان حافظ، شرح سودي (متوفي در حدود 1000 ه.ق.) به تركي و شرح مصطفي بن‌شعبان متخلص به سروري (م 969 ه.ق.) و شمعي (م حدود 1000 ه.ق.) و از متأخرين، شرح دكتر حسينعلي هروي و حافظ‌ نامه بها‌ءالدين خرمشاهي و ..‌. را مي‌توان نام برد.
از آن چه كه انحصاراً درباره‌ي ديوان حافظ قابل توجه است، موضوع رواج تفأل بدان است.
“فال گرفتن” از ديوان حافظ سنتي تازه نيست بلكه از ديرباز در ميان آشنايان شعر او اعم از فارسي‌زبانان و غير آنان متداول بوده است و چون در هر غزلي از ديوان حافظ مي‌توان به هر تأويل و توجيه بيتي را حسب حال تفأل كننده يافت، بدين سبب سراينده‌ي ديوان را “لسان‌الغيب” لقب داده‌اند.
حاج خليفه در كشف‌الظنون، از چند رساله كه در قرن دهم و پيش از آن درباره‌ي تفأل در ديوان حافظ نوشته شده، ياد كرده است




يادش گرامی باد

_________________
اگر تنها ترين ،تنها باشم
باز هم خدا هست
او جانشین تمام نداشته های من است

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی
:
تشکرها از این تاپیک
nazaninn از این تاپیک تشکر میکنم 
Deleted
کاربر ویژه
کاربر ویژه


عضو شده در: 1 مهر 1387
پست: 1200

تشکر: 0
تشکر شده 3 بار در 13 پست



امتیاز: 0
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: شنبه 21 مهر 1386 - 00:20    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

nazaninn, جان ممنون !!

من که هر زمانی دیوانش رو نگاه می کنم لذت می برم ... !! مخصوصا اشعار معروفش رو ... !!



یادش گرامی باد ... ! :v  :-@}

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
kzzoro
پدربزرگ سايت
پدربزرگ سايت


عضو شده در: 14 دی 1385
پست: 3721

تشکر: 0
تشکر شده 6 بار در 6 پست

blank.gif


امتیاز: 56775
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: شنبه 21 مهر 1386 - 00:40    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

واقعاً اشعاري با معنا داره ، من عاشق اشعارش هستم  :-x
_________________
"پيشنهادي به اش مي كنم كه نتونه رد كنه"

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی
javoon
مدیر تالار عمومی
مدیر تالار عمومی


عضو شده در: 4 شهریور 1386
پست: 2992

تشکر: 1
تشکر شده 11 بار در 11 پست

محل سکونت: تهران blank.gif


امتیاز: 54630
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: شنبه 21 مهر 1386 - 06:01    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

ممنون nazaninn جان با اجازه منم يك شوخي با شعر هاي حافظ رو ميذارم چون روزش فكر نكنم حافظ ناراحت بشه.....  :grin:
_________________
هنوزم تو شبهات اگه ماهو داری
من اون ماهو دادم به تو یادگاری

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
javoon
مدیر تالار عمومی
مدیر تالار عمومی


عضو شده در: 4 شهریور 1386
پست: 2992

تشکر: 1
تشکر شده 11 بار در 11 پست

محل سکونت: تهران blank.gif


امتیاز: 54630
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: شنبه 21 مهر 1386 - 06:03    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

نيمه شب پريشب گشتم دچار کابوس
ديدم به خواب حافط توی صف اتوبوس
گفتم : سلام حافظ ، گفتا : عليک جانم
گفتم : کجا روی ؟ گفت : والله خود ندانم
گفتم : بگير فالي گفتا : نمانده حالي
گفتم : چگونه ای ؟ گفت : در بند بي خيالي
گفتم : که تازه تازه شعر و غزل چه داری ؟
گفتا : که مي سرايم شعر سپيد باری
گفتم : رقيب ، گفتا : کله پا شد
گفتم : کجاست ليلي ؟ مشغول دلربايي؟
گفتا : شده ستاره در فيلم سينمايي
گفتم : بگو ، زخالش ، آن خال آتش افروز ؟
گفتا : عمل نموده ، ديروز يا پريروز
گفتم : بگو ، ز مويش گفتا که مش نموده
گفتم : بگو ، ز يارش گفتا ولش نموده
گفتم : چرا ؟ چگونه ؟ عاقل شده است مجنون ؟
گفتا : شديد گشته معتاد گرد و افيون
گفتم : کجاست جمشيد ؟ جام جهان نمايش ؟
گفتا : خريده قسطي تلويزيون به جايش
گفتم : بگو ، ز ساقي حالا شده چه کاره ؟
گفتا : شدست منشي در دفتر اداره
گفتم : بگو ، ز زاهد آن رهنمای منزل
گفتا : که دست خود را بردار از سر دل
گفتم : ز ساربان گو با کاروان غم ها
گفتا : آژانس دارد با تور دور دنيا
گفتم : بگو ، ز محمل يا از کجاوه يادی
گفتا : پژو ، دوو ، بنز يا گلف نوک مدادی
گفتم : که قاصدک کو آن باد صبح شرقي
گفتا : که جای خود را داده به فاکس برقي
گفتم : سلام ما را باد صبا کجا برد ؟
گفتا : به پست داده ، آورد يا نياورد ؟
گفتم : بگو ، ز مشک آهوی دشت زنگي
گفتا : که ادکلن شد در شيشه های رنگي
گفتم : سراغ داری ميخانه ای حسابي ؟
گفتا : آنچه بود ار دم گشته چلوکبابي
گفتم : بلند بوده موی تو آن زمان ها
گفتا : به حبس بودم از ته زدند آن ها
گفتم : شما و زندان ؟ حافظ ما رو گرفتي ؟
گفتا : نديده بودم هالو به اين خرفتي

_________________
هنوزم تو شبهات اگه ماهو داری
من اون ماهو دادم به تو یادگاری

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
jafar-alizadeh
کاربر ویژه
کاربر ویژه


عضو شده در: 31 شهریور 1386
پست: 1779

تشکر: 0
تشکر شده 7 بار در 7 پست

محل سکونت: ایران-نزدیکی های کوی عاشقی blank.gif


امتیاز: 26665
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: شنبه 21 مهر 1386 - 06:49    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

nazaninn, جان خیلی زیبا بیان نمودید !!!!!!! روحش شاد و خوش باشه !!

گفتم غم دوری تو ای حافظ

چه ها خواهد کرد بر من !!!!!!!!!!!!!!!

_________________

*****************************

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر نام شناسایی در AIM شناسه عضویت در Yahoo Messenger شناسه عضویت در MSN Messenger
bagh_baghooooo
دوست قدیمی
دوست قدیمی


عضو شده در: 22 شهریور 1386
پست: 417

تشکر: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست

blank.gif


امتیاز: 6240
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: شنبه 21 مهر 1386 - 20:39    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

:-x

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی
nazaninn
دوست قدیمی
دوست قدیمی


عضو شده در: 26 شهریور 1386
پست: 431

تشکر: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست

محل سکونت: خونه ی بابام blank.gif


امتیاز: 6435
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 22 مهر 1386 - 03:42    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

:)  وظيفه ای بود .
بايد انجام می شد
کاری نکردم

_________________
اگر تنها ترين ،تنها باشم
باز هم خدا هست
او جانشین تمام نداشته های من است

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 10 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید
شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید
شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
طراح قالب : AryaTop.Com

آخرين تيترهاي خبري آخرين تيترهاي انجمن ها نقشه سايت
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi
INP-Nuke © 2005-2007 IranNuke

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.35 ثانیه