همه ما دوستهايي داريم كه خاطرات به ياد موندني از اونها تو ذهنمون نقش بسته. مرور خاطرات و بازگو كردن اونها بعضي وقتها شيرين ترين تفريحي هست كه مي شه داشت. در ضمن از اين طريق ياد اونها تو ذهنمون جاودانه باقي مي مونه و تجربياتي كه از اتفاقات گذشته كسب كرديم برامون موندگار مي شه.
پس اینجا هرکسی بهترین خاطراتی رو که از دوستانش و معلمانش و ... داره بنویسه . _________________
بهترين خاطره اي كه از معلم سال اول ابتداييم اينه كه يه روز همه حرف مي زدند ، اون به كف دست همه چوب زد ، به من هم كه حرف نزده بودم زد ، ولي من با اين خاطره هميشه به ياد ميارمش و عاشقانه دوسش دارم . _________________ "پيشنهادي به اش مي كنم كه نتونه رد كنه"
خاطره ی جالبی که از معلم کلاس اول دارم ...
کلاس اول که بودم ، با مقنعه سر کردن مشکل داشتم ،نمی تونستم درست سرم کنم،احساس خفگی می کردم از اینکه یه چیزی زیر گردنم بود.همیشه مقنعه م به هم ریخته بود ،موهام و به هم می ریخت ،واسم عذاب آور بود.مامانم زیر گردنش رو واسم گشاد می کرد که راحت تر باشم،خوب وقتی هم گشاد بود موهام میاومد بیرون...بعد خانم مون می اومد با سنجاق قفلی واسم تنگش می کرد موهام رو هم میکرد تو و می گفت حالا خوب شد ،منم بدم می اومد هیچی هم نمی تونستم بگم، تا از در مدرسه پام و بیرون می گذاشتم مقنعه م رو بیرون می آوردم . (البته هنوز هم که هنوزه با مقنعه سر کردن مشکل دارم D:)
نمی دونم چرا این خاطره رو با اینکه واسه یه دختر 7 ساله تلخ بود رو اینقدر دوسش دارم. _________________ "راستی بهترین خوشبختی است, خوشبخت كسی است كه خواهان خوشبختی دیگران باشد." دعای ایرانیان باستان
بهترين خاطره من تو سي مثله صندلي داغ هست. _________________ كم گوي و گزيده گوي چون - تا از كم تو جهان شود پر
لاف از سخن چو در توان زد - آن خشت بود كه پر توان زد
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید