نوعروس جوان يك هفته پس از ازدواج هنگامي كه متوجه شد شوهرش فراري شده است مهريه 260 ريالي خود را به اجرا گذاشت.
به گزارش خبرنگار ما چند روز پيش زن جواني به نام افسانه به دادگاه خانواده شماره دو مراجعه كرد و با ارائه دادخواست طلاق به رئيس شعبه 261 گفت؛ چند ماه قبل با مرد جواني به نام سعيد آشنا شدم. او جواني خوش برخورد و مهربان بود و ويژگي هاي اخلاقي اش سبب شد به سرعت به وي علاقه مند شوم. او نيز به من ابراز علاقه مي كرد و درنهايت ظرف مدت كوتاهي تصميم گرفتيم با يكديگر ازدواج و زندگي رويايي مان را آغاز كنيم. سعيد خودش را بسيار مقيد به ارزش هاي معنوي نشان مي داد و همين امر نيز باعث شده بود اطمينان پيدا كنم كه پس از ازدواج با وي مشكلي به وجود نخواهد آمد. روزي كه سعيد به خواستگاري ام آمد خانواده ام با توجه به زمينه سازي هايي كه من انجام داده بودم هيچ مخالفتي نشان ندادند و من 500 سكه بهار آزادي را به عنوان مهريه تعيين كردم.افسانه ادامه داد؛ در آن روز سعيد مخالفتي در برابر ميزان مهريه انجام نداد اما پس از آن چندين و چند بار بر سر اين موضوع با من صحبت كرد. حرف هايي كه مي زد بسيار زيبا و دلنشين بود و خيلي راحت در برابر خواسته وي تسليم شدم. سعيد به من گفت ميزان مهريه در خوشبختي من هيچ نقشي ندارد و اصل كار آن است كه ما هر دو يكديگر را درك كنيم و با احترام و عشق متقابل بتوانيم زندگي خوبي بسازيم.او آنقدر اين حرف ها را تكرار كرد تا اينكه بالاخره قبول كردم به خاطر اثبات عشق و علاقه ام به وي از مهريه 500 سكه يي صرف نظر كنم و به پيشنهاد وي مبلغ 260 ريال را به عنوان مهريه بپذيرم. هر چند خانواده ام ابتدا با اين مهريه مخالف بودند اما آنان را نيز با اصرار قانع كردم و بالاخره پس از پايان رسم هاي اوليه مراسم عقد برگزار شد. از فرداي آن روز رفتار سعيد يكدفعه تغيير كرد. او ديگر به ديدن من نمي آمد و هر وقت با وي تماس مي گرفتم جواب سربالا مي داد و مي گفت اين روزها بسيار گرفتار است. ابتدا من شرايطش را درك كردم و با اين تصور كه مشكلات كاري باعث دگرگون شدن رفتارهاي سعيد شده است سعي كردم موضوع را جدي نگيرم.عروس جوان در ادامه اظهاراتش به قاضي دادگاه گفت؛ يك هفته بعد از برگزاري مراسم عقد به طور كامل ديگر خبري از سعيد نشد و او حتي به تلفن هايش هم جواب نمي داد، در حالي كه نگران وي شده بودم به پرس وجو از اقوام شوهرم پرداختم و متوجه شدم او ايران را ترك كرده و به دوبي رفته است.با انجام تحقيقات بيشتر متوجه شدم به چه راحتي فريب خورده ام. ماجرا از اين قرار بود كه سعيد قصد داشت به امريكا مهاجرت كند و اگر متاهل مي شد كارهاي اداري اش راحت تر و سريع تر پيش مي رفت و به همين خاطر مرا فريب داد و پس از آنكه اسمم را در شناسنامه اش ثبت كرد راهي دوبي شد و در آنجا پرونده مهاجرتي اش را به جريان انداخت و طبق آخرين خبرهايي كه از شوهر فراري ام دارم وي هم اكنون به امريكا رسيده است. با توجه به اين اوضاع تصميم گرفتم از سعيد به صورت غيابي طلاق بگيرم، از طرفي مهريه ام را نيز مي خواهم، هر چند مهريه واقعي من 500 سكه است اما آنچه در عقدنامه به ثبت رسيده 260 ريال است و در واقع شوهرم براي مهريه من را اغفال كرده است.
بنابراين گزارش قاضي اقدم- رئيس شعبه 261 دادگاه خانواده- پس از شنيدن اظهارات اين زن در ادامه رسيدگي پرونده را به آينده موكول كرد. _________________ از میان تمام کسانی که برای دعای باران به تپه ها می روند تنها آنان که با خود چتری می برند به خدا ایمان دارند !!!
چه چیز ها که ادم نمی شنو ؟ _________________ Fly
Open up the part of you that wants to hide away
You can shine
Forget about the reasons why you can´t in life
And start to try
Cause it´s your time
Time to fly
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید