هاستینگ
www.cmesle.com :: مشاهده موضوع - در روياهايم برايت احترام قائلم
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست www.cmesle.com » دلنوشته های شما

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
در روياهايم برايت احترام قائلم
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
to0ghy
دوست قدیمی
دوست قدیمی


عضو شده در: 17 مرداد 1386
پست: 322

تشکر: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست

محل سکونت: Abadan germany.gif


امتیاز: 4615
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: شنبه 25 اسفند 1386 - 18:41    عنوان:  در روياهايم برايت احترام قائلم پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

در روياهايم برايت احترام قائلم


گاهي اوقات وقتي به بعضي از ترانه‌ها گوش مي‌کنم، از تخيلم چيزهايي تراوش مي‌کند که انگار در آن صحنه هستم. بهانه نوشتن اين چند خط هم گوش دادن آهنگي بود به نام همسفر؛ که مرا به ياد لحظه‌اي انداخت که اگر اتفاق مي‌افتاد، پيکرم را تا ريشه مي‌سوزاند:
*******************
روزي که آمدي، آنقدر خوب بودي که براي دل بستن به تو دليل نخواستم. وقتي دستت را به نشانه دوستي به سويم دراز کردي، در دل سپردن به تو ترديد نکردم. تو را همنفس خطاب کردم و با تو سرود زندگي خواندم.
وقتي به تن پژمرده‌ام آب دادي، با بهار خاطره‌هاي قشنگ تو، شکوفه دادم. تابستان را با تو پاييز کردم و پاييز را با تو به زمستان رساندم. در سرماي دلخراش زمستان زير بارش برف و باران يک لحظه‌ از نغمه لبهايت غافل نشدم و زير چتر نگاه تو پناه گرفتم. «و چتر بهانه‌اي بود در زير باران تا عشق شکل بگيرد در ميانمان.»
امروز بخاطر قولهايي که دادي و نتوانستي به آنها جامه عمل بپوشاني از تو دلخور نيستم. قسمت ما اينطور بوده. چه حيف! انگار قسمت نبود که بماني و از من نگهداري کني. صدايي در گوشم گفت که او بايد برود و تو از اين ببعد بايد مسير زندگيت را به تنهايي طي کني. لحظه‌ رفتن، با اينکه اشک در چشمانم حلقه زده بود ولي دعايت مي‌کردم. دعاي خير من هميشه بدرقه راه توست. و مطمئنم يک روز در يک جايي از زندگيت نتيجه همه خوبيهايي که به من کردي را خواهي گرفت. اگر قسمت نشد که تيماردار تو باشم مرا ببخش. تو مي‌گويي که شايد لياقت مرا نداشتي که روزگار به تو دستور مسافرت داد؛ ولي من مي‌گويم شايد من لياقت تو را نداشتم. برو و کوله بار غمهايم را روي دوشم بگذار که پس از اين، به تنهايي آن را با خود حمل کنم.
خداحافظ....
آه! اما نه.... نه داشت يادم مي‌رفت، چيزي را که هرگز به تو نگفته بودم، و گذاشته بودم براي لحظه‌اي که به هم رسيديم بگويم، حالا در لحظه جدايي و خداحافظي بايد به تو بگويم، تا هميشه در صندوقچه ذهنت در کنارت باشد و روزهاي تنهاييت را با آن سر کني. دوستت داشتم. دوستت دارم و هميشه در روياهايم برايت احترام قائلم.

_________________
عشق من عشق من از من گذشتی خوش گذر
آخر یکبار از من بشنو پند
بر منو بر عشقم دل نبند
*** گرچه آب رفته باز آید به رود
ماهی بیچاره اما مرده بود***

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر نام شناسایی در AIM شناسه عضویت در Yahoo Messenger
:
تشکرها از این تاپیک
to0ghy از این تاپیک تشکر میکنم 
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 10 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید
شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید
شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
طراح قالب : AryaTop.Com

آخرين تيترهاي خبري آخرين تيترهاي انجمن ها نقشه سايت
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi
INP-Nuke © 2005-2007 IranNuke

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.20 ثانیه